دوشنبه ۴ اوت ۲۰۰۸

خداحافظ وبلاگ کوچک تنهای من!

دلم برایت تنگ میشود.خیلی تنگ میشود.بیشتر مواقعی که پست ها را مینوشتم چیزی توی گلویم سنگینی میکرد.درست مثل همین حالا.همین حالا که آب دهانم را هرچه قورت میدهم پایین نمیرود.قرار بود با هم دنبال بخش فراموش شده ام بگردیم.انگار تو هم نتوانستی پیدایش کنی.اصلا همان بهتر که بخش گمشده ام هیچوقت پیدا نشود.اینطوری قویترم.....محکم ترم.
حتما جز من کسی دلش برایت تنگ نمیشود.نمیدانم کدامیک بیشتر به هم محتاج بودیم.تو یا من؟
دل کندن از تو سخت است....اما ارزشش را دارد که تا وقتی روراست بوده ایم با هم باشیم.دل کندن از تو سخت است و دل کندن از او سخت تر.پس لاجرم از پیش تو خواهم رفت.مثل همین چند سال پیش که باز هم انتخاب کردم.انتخاب کردم که ببازم یا ببازانندم.
راستی تو میدانی کدامیک به زندگی پایبند تریم؟
آنکه خاطراتش را به دیوار آویزان میکند
یا آنکه خاطراتش را به صندوقچه فراموشی سپرده است؟

1 نظرات:

ناشناس گفت...

الميرا خانوم
شما با اين قلم زيبات...من يكي رو كه مشتري وبلاگت كردي....
حالا ميخواي بري؟....